![]() |
|
اين روزا "من آن رانده مانده بي شكيبم" كه "راهم به فرياد رس بسته" است.
□ نوشته شده در ساعت 09:11 توسط Bahar هر قدر که به غم میدان بدهی ، میدان میطلبد ، و باز هم بیشتر ، و بیشتر …هر قدر در برابرش کوتاه بیایی ، قد میکشد ، سلطه میطلبد ، و له میکند .. غم ،عقب نمی نشیند مگر آنکه به عقب برانی اش ، نمیگریزد مگر آنکه بگریزانی اش ، آرام نمی گیرد مگر آنکه بیرحمانه سر کوبش کنی.
زنده یاد نادر ابراهیمی /چهل نامه ی کوتاه به همسرم [+] □ نوشته شده در ساعت 12:40 توسط Bahar خوشحالم خیلی خوشحال
دونفر از اون سه نفر آزاد شدن اون دوست عزیز هم به محض آزاد شدن برگشت.نشد که ببینمش هرجاهست اما خوب باشه □ نوشته شده در ساعت 16:25 توسط Bahar بخند – چیز مهمی نیست
پیش دیگران باید شاد به نظر برسی این را با چشمانی غمگین می بینم [+] □ نوشته شده در ساعت 10:07 توسط Bahar غمگینم
سه نفر از دوستام که روز چهارشنبه رفته بودن بهارستان رو دستگیر کردن . یکیشون روزنامه نگار بوده. یه چیز سرد وسخت رو قلبم سنگینی میکنه. خدایا به خودت میسپارمشون □ نوشته شده در ساعت 09:40 توسط Bahar خانه سرخ و کوچه سرخ است و خیابان سرخ است
باری از خون ، پهنه ی برزن و میدان سرخ است ده به ده ، پرچم خشم است که بر می خیزد مزرعه زرد و چپر سبز و بیابان سرخ است تا گل خونی فریاد در این باغستان ساقه از ضربه ی شلاق زمستان سرخ است وحشتی نیست از انبوه مسلسل داران تا در این دشت ، غرور کینه داران سرخ است روسیاه است اگر این شب مردم کش بد تا دم صبح وطن ، سینه ی یاران سرخ است با تو سرسبزی از ایثار سیه پوشان است ای مسلط دستت از خون شهیدان سرخ است ایرج جنتی عطایی [+] چقدر این ترانه به این روزهای ما میاد و من هربار با شنیدنش سخت بغض میکنم □ نوشته شده در ساعت 09:19 توسط Bahar تا حالا هیچوقت دیدن رنگ سبز انقدر منو به هیجان نیاورده بود که دیروز
قلبمو به تپش در نیاورده بود که دیروز هیچوفت از دیدن اونهمه آدم به هیجان نیومده بودم که دیروز هیچوقت خودمو اونفدر با آدمای غریبه آشنا و نزدیک حس نکرده بودم که دیروز به قول مریم "همدلی سبز" لبخند زدن به غریبه های آشنا نشون دادن نشانهای سبزمون بهم دیگه که یعنی "ما با همیم و تنها نیستیم !" * * * آرزو میکنم مردم ایران یک "نه" بزرگ و جانانه به دروغگوی بزرگ و پر از اعتماد به نفس این روزها بگن یک "نه"بزرگ □ نوشته شده در ساعت 12:11 توسط Bahar گاهی ممکن است آدمها، به سادهگی، دیگر نباشند.
این جوری است که هر بدرود ردِ محوی از «آخرینبار» در خودش دارد. دارم از هر بوسهی اولِ صبح، و هر دوستتدارمِ آخرِ شب حرف میزنم. گاهی نبودن چیزی فراتر از نهبودشدن است. [+] □ نوشته شده در ساعت 14:54 توسط Bahar معنی عشق بی قید و شرط این است که برایمان مهم نباشد کسی که دوستش داریم چطور آدمی است و چه کار میکند ! عشق بی قید و شرط یعنی بی اعتنایی. پس خواهش میکنم برای دوست داشتن من شرط داشته باش . هر وقت لیاقت داشتم , عاشقم باش و اگر بی ملاحظه و کسل کننده شدم عذرم را بخواه.
یگانه نوشته ریچارد باخ □ نوشته شده در ساعت 10:33 توسط Bahar
|
Photo by: Tyler E Nixon July 2004 August 2004 September 2004 October 2004 November 2004 December 2004 January 2005 February 2005 March 2005 April 2005 May 2005 June 2005 July 2005 August 2005 September 2005 October 2005 November 2005 December 2005 January 2006 February 2006 March 2006 April 2006 May 2006 June 2006 July 2006 August 2006 September 2006 October 2006 November 2006 December 2006 January 2007 February 2007 March 2007 April 2007 May 2007 June 2007 July 2007 August 2007 September 2007 October 2007 November 2007 December 2007 January 2008 February 2008 March 2008 April 2008 May 2008 June 2008 July 2008 August 2008 September 2008 October 2008 November 2008 December 2008 January 2009 February 2009 March 2009 April 2009 May 2009 June 2009 July 2009 |
| Powered by Blogger | :: | Counter with Webstats4U | Commenting by HaloScan |